آزمایش زندان استنفورد

خرید بک لینک
نقد فیلم

فیلم «آزمایش زندان استنفورد» به تبعیت از ذات داستانی که روایت می کند جزو آثاری قرار می گیرد که سئوال هایی به مثابه جواب مطرح می کند. سئوال هایی که پس از تماشای فیلم ذهن مخاطب را درگیر کرده و به راحتی اجازه رها شدن از بند چالش هایی که بوجود می آورد را به او نمی دهد. فیلم که الهام گرفته شده از داستانی واقعی است برخلاف همتای آلمانی خود فیلم «آزمایش» محصول 2001 به اتفاقات رخ داده بسیار وفادار است و در حقیقت کارگردان اثر کایل پاتریک آلوارز و فیلمنامه نویس تیم تالبوت وقایع رخ داده را به حد مکفی دراماتیک قلمداد کرده اند که ضرورتی برای دست بردن در آن را نداشته باشند. از این جهت فیلم می تواند هم پای آزمایش انجام شده که بیشتر به ابعاد روانی چنین موقعیتی اختصاص داشت تا مشکلات جسمانی آن ، حرکت کند. دکتر فیلیپ زیمبارد (بیلی کرودپ) در سال 1971 تصمیم می گیرد تحقیقی در دانشگاه استنفورد انجام دهد که لازمه آن استخدام کردن عده ای جوان در نقش زندانی و نگهبان زندان به مدت 2 هفته بود. او تمام محیط تحت اختیارش را مانند سلول های یک زندان طراحی می کند و از سویی تنها به کمک یک سکه از میان مراجعین و علاقمندان به این پروژه زندانیان را از نگهبان ها متمایز می کند. نتیجه ای که از بقایای این عملکرد باقی مانده همچنان جزو دروس پایه ای مباحث روانشناسی و علوم اجتماعی است. در حقیقت ما در طول فیلم که با دقت به شرح جزئیات این آزمایش می پردازد شاهد این واقعیت هستیم که انسان ها قابلیت این را دارند که تنها با پوشیدن یک لباس و گذراندن مدت کمی دچار دگرگونی شخصیت شوند و آینده ای متفاوت را برای خود رقم بزنند. تالبوت با توجه به ماهیت آزمایش و پیامی که حامل آن است هیچ قطب مثبت یا منفی برجسته ای برای فیلمنامه اش در نظر نگرفته ، ما در حین تماشای فیلم به راحتی می توانیم خودمان را به یکی از دو گروه مذکور نزدیک تر ببینیم و در زیر لایه های برچسبی ساده چون نگهبان یا زندانی گم شویم ، اتفاقی که برای دانشمندان داستان واقعی نیز رخ می دهد ؛ در حقیقت لحظه ای که دکتر زیمبارد در اتاق فرمان متوجه می شود او نیز مانند افرادی که استخدام کرده جزو سوژه های این آزمایش شده است پروژه را تعطیل می کند. آلوارز به اندازه ای دقیق و با حوصله سکانس های حیاتی و مهم فیلم را توسعه می بخشد که راه دیگری جز همراه شدن برای مخاطب باقی نمی گذارد ، تلفیق صحیح حرکات دوربین و امتناع از شیوه دوربین روی دستِ آثار مستقل ، یکی از بهترین راهکارهایی است که اثر برای روایت قصه خود برگزیده است. حرکات سنجیده و کنجکاو دوربینِ جاس شلتون به اندازه ای کارایی دارد که در سکانس های پایانی هرگاه از میان صف زندانیانِ به خط شده جدا می شود و آرام به جهت های مختلف می چرخد به راحتی نفس مخاطبین اش را در سینه حبس می کند. یکی دیگر از نقاط قوت فیلم تیم بازیگری آن است ، ما به سادگی آلبومی از جوانان آینده دار سینما را در دست ورق می زنیم که در کمتر از ده سال آینده حرف اول را در این رشته می زنند. بازی ها تقریبا یکدست و هدفمند طراحی شده اما نیمه اول فیلم بی شک تحت تاثیر حضور بازیگری چون ازرا میلر قرار دارد ؛ یک زندانی که روحیه یک رهبر معترض را دارد ولی چون بستر مناسبی در حین آزمایش در اختیارش قرار نمی گیرد دچار فروپاشی شدید عصبی می شود و نیمه دوم فیلم نیز در اختیار مایکل آنگرانو است که تحت عنوان یک زندانبان روان پریش تمام فضای حاکم را تحت تاثیر حضور خود قرار می دهد. در نهایت باید گفت فیلم «آزمایش زندان استنفورد» جزو بهترین آثار سال 2015 است ، اثری دقیق و با جزئیات که از منبع غنی که در اختیار داشته نهایت استفاده را کرده و نتیجه ای چالش برانگیز و قابل تامل ارائه داده است.

توتم...

ما را در سایت توتم دنبال می‌کنید

برچسب: آزمایش زندان استنفورد,آزمایش زندان استنفورد زیمباردو,آزمایش میلگرام و زندان استنفورد,آزمایش زندان دانشگاه استنفورد,دانلود آزمایش زندان استنفورد, نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:08

صفحه بندی