یورگوس لانتیموس را می توان مهم ترین فیلمساز سینمای یونان در دهه اخیر به شمار آورد. سینمایی که در آسمان خود ستاره های درخشانی چون تئو آنجلوپولوس، یانیس اسماراگدیس و حتا فیلمسازان یونانی تبارِ فرانسوی چون آینس واردا و کوستا گاوراس راه را برای نسل های بعدی روشن نگاه داشته اند. فیلمسازان مطرح یونانی معمولا برخلاف جهت ادبیات این کشور حرکت کرده اند؛ به تعبیری اگر بخواهیم اکثریت فیلمسازان مولف این کشور را اگزیستانسیالیست در نظر بگیریم، دیگر افراد این فهرستِ نه چندان طولانی را می توان واقع گرای صرف برشمرد. هر دو گروه در یک مورد با همدیگر اشتراک دارند؛ برخلاف هالیوود که هر زمان به سراغ ساخت فیلمی درباره یونان می رود، اثری در مدح اسطوره های این مرز و بوم تولید می کند، فیلمسازان یونانی خواستار رفتن به دل معضلات اجتماعی و اسطوره زدایی از باورهایی هستند که شاید آن را دلیل اصلی خسران های این روزهای کشورشان می بینند. رودولف بولتمان پژوهشگر آلمانی می گوید: اسطوره بیان ادراک آدمی از جهانی است که در آن زیست دارد. با توجه به این تعریف، لانتیموس طلایه دار نسلی از فیلمسازان یونان محسوب می شود که همواره سعی بر اسطوره زدایی از ادراک مردم سرزمین خود داشته و حتا با زبانی تُند، مسیر گذشته و وضعیت کنونی فرهنگی کشورش را نقد کرده است. اوج این نگرش را می توان در سومین اثر بلند سینمایی اش «دندان نیش» نظاره کرد. اثری که پس از دو تجربه نه چندان موفق بانی اصلی مطرح شدن نام وی در دنیای سینما شد. این روزها هفتمین اثر بلند سینمایی اش با عنوان «سوگُلی» نامزد ده جایزه اسکار شده است و فارغ از هر اتفاقی که در شب اهدای جوایز رخ بدهد، می توان او را جهانی ترین فیلمساز تاریخ سینمای یونان در نظر گرفت.
یورگوس لانتیموس کیست؟
سال 1973 در آتن به دنیا آمد. به دلیل وجود پاره ای از مشکلات با مادرش زندگی کرد و حضور پدر را احساس نکرد. یورگوس توسط مادرش بزرگ شده است و نمی توان رد پای این اتفاق را در آثارش انکار کرد. در مدرسه فیلم استاوراکوس تحصیل کرد و بلافاصله جذب بازار کار شد. او با ساخت ویدئوهایی از رقص های باله، تبلیغات تلویزیونی، کلیپ های موسیقی، فیلم های کوتاه و سپس فیلم تئاترها کار خود را آغاز کرد. در حالی که تماشای آثار آندره تارکوفسکی و رابر برسون او را به سوی کارگردانی در سینما سوق می داد، برای گذراندن روزگار و امرار معاش شغل های مختلفی را در دنیای باله آتن انجام داد. حتا پس از ساخت اولین فیلم بلند سینمایی اش در سال به عنوان یکی از اعضای اتاق فکر و کارگردان های تلویزیونی المپیک آتن 2004 و سپس المپیک زمستانی همان سال مشغول به کار شد. در سال 2013 با آریان لابد ازدواج کرد. لابد از زمان ساخت فیلم «آلپ» با او سابقه همکاری داشت ولی همواره در نقش هایی کوتاه با لانتیموس همکاری می کرد و برای مثال در «آلپ» نقش ژیمناست و در «خرچنگ» نقش یکی از مستخدم های هتل را ایفا می کرد. همسرش بعدها به شهرت بیشتری رسید و در آثار هالیوودی چون «کیش آدمکش» و «ماری مگدالن» نقش آفرینی کرد.
سبک فیلمسازی
این روزها دیگر طعم سینمای لانتیموس برای علاقمندان سینما بسیار آشنا به نظر می رسد؛ سینمایی ابزورد با طنز سیاه. آثار او معمولا به پویایی قدرت در میان روابط انسانی استوار است و برای فیلم هایش معمولا عالمی صغیر و شبیه به همدیگر خلق می کند. لانتیموس که دغدغه انحراف از اصول انسانیت را دارد همواره سعی داشته آثارش بازتابی از ساختار اجتماعی غلط در دل روابط انسانی (حتا خانوادگی) باشد. با این که آثار آندره تارکوفسکی را بارها به عنوان دلیل اصلی فیلمساز شدنش اعلام کرده است ولی تاثیر بسزای رابر برسون و لویی بونوئل در ساختار فیلم هایش به وضوح دیده می شود. این در حالی است که تقریبا هر فیلمسازی که در یونان ظهور می کند بی شک نیم نگاهی به آثار درخشان تئو آنجلوپولوس دارد.
موفقیت ها
لانتیموس پس از «بهترین دوست من» و «کینتا» با ارائه اثر بحث برانگیزی چون «دندان نیش» موفق شد به اصطلاح راه صد ساله را در یک شب طی کند. لانتیموس با «دندان نیش» موفق به اخذ جایزه نوعی نگاه از فستیوال فیلم کن گردید و پس از سال ها موفق شد اثری یونانی را به عنوان نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان کند. این موفقیت ها آغاز کننده مسیری بود که او همراه یار فیلمنامه نویس همیشگی اش افتمیس فیلیپو در آن قدم می گذاشتند. اثر بعدی آن ها «آلپ» با این که از استقبال کمتری مواجه شد ولی در نهایت توانست جایزه اوسلای طلایی فستیوال ونیز را برای نگارش بهترین فیلمنامه کسب کند. روند صعودی موفقیت های وی با ساخت آثار انگلیسی زبان نیز ادامه پیدا کرد و پنجمین اثر سینمایی او با عنوان «خرچنگ» جایزه ویژه هیئت داوران فستیوال کن 2015 را نصیب او کرد. فیلم بار دیگر لانتیموس و فیلیپو را نامزد جایزه اسکار کرد؛ این بار در رشته بهترین فیلمنامه؛ اتفاقی مهم برای اشخاصی که اولین فیلمنامه رسمی انگلیسی زبان خود را به رشته تحریر درآورده اند. اثر بعدی لانتیموس «کشتن گوزن مقدس» نام داشت و جایزه بهترین فیلمنامه را از فستیوال کن برایش به ارمغان آورد. در نهایت فیلم «سوگُلی» از راه رسید که معادلاتش با تمام آثار گذشته این فیلمساز 46 ساله متفاوت است. «سوگُلی» پس از مدت ها اولین فیلمی محسوب می شود که فیلیپو در آن هیچ نقشی، چه به عنوان فیلمنامه نویس و چه به عنوان گروه تهیه ایفا نمی کند. از سویی دیگر روند همکاری کالین فارل که در دو اثر پیشین لانتیموس نقش محوری را ایفا کرده است را قطع می کند. در هر صورت «سوگُلی» در حالی نامزد ده جایزه اسکار در رشته هایی نظیر بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمبرداری، بهترین طراحی صحنه و ... است که موفق گردید با پنج نامزدی در جوایز گلدن گلوب، جایزه بهترین بازیگر نقش زن در فیلم های کمدی یا موزیکال را برای خانم الیویا کُلمن به دست آورد. کلمن برای ایفای نقش در «سوگلی» جایزه بهترین بازیگر زن فستیوال ونیز را کسب کرده و لانتیموس نیز جایزه بزرگ هیئت داوران را نصیب خود کرده است. لازم به ذکر است که هفتمین اثر بلند سینمایی یورگوس لانتیموس نامزد دریافت 12 جایزه از بزرگ ترین رویداد سینمایی انگلستان یعنی جوایز بافتا است و تا به امروز با کسب 115 جایزه بین المللی پرافتخارترین اثر خالق اش محسوب می شود.
دندان نیش
«دندان نیش» بی شک مهمترین اثر کارنامه لانتیموس پیش از «سوگُلی» محسوب می شود. ماجرای فیلم درمورد اعضای خانواده ای است که تحت تسلط پدری تمامیت خواه قرار دارند. پدر تمام راه های ارتباطی با دنیای بیرون از خانه اش را مسدود کرده و از بدو تولد دنیایی دروغین برای سه فرزندش ساخته است. فرزندان این خانه که متشکل از دو دختر و یک پسر هستند، دنیای بیرون را از دریچه پدر و گفته های مادر شناخته اند و حتا در دوره جوانی اجازه خروج از خانه را ندارند. در نهایت دختر بزرگ تر که سئوال های بیشتری نسبت به دیگران دارد، سعی می کند با خروج از حصار دیوانه وار پدر و مادر، حقایق دنیای بیرون از خانه را بازشناسی کند. فیلم بازسازی محصول دیگری از سینمای یونان با عنوان «قلعه پاکی» اثر آرتورو رسپستین است. «دندان نیش» اولین فیلم یونانی است که پس از ده سال در میان آثار بخش اصلی فستیوال کن حضور داشت و فیلمساز نوظهوری از سینمای این کشور را بار دیگر بر سر زبان ها انداخت. عنوان فیلم به یکی از دروغ هایی که پدر و مادر به فرزندان خود می گویند اشاره دارد؛ زمانی دندان های نیش یک بچه بی افتد یعنی به اندازه کافی بزرگ شده که می تواند از خانه خارج شود.
خرچنگ
ایده اصلی «خرچنگ» عجیب و جذاب است. در آینده ای نزدیک، افراد مجرد به اقامتگاهی انتقال داده می شوند که باید در آن طی 45 روز شریک تازه ای برای زندگی خود پیدا کنند. اگر زمان مذکور به اتمام برسد و آن ها موفق به یافتن شریک زندگی خود نشده باشند به حیوانی تبدیل شده و در دل جنگل رها می شوند. اولین همکاری لانتیموس با بازیگر مورد علاقه اش کالین فارل؛ تجربه ای که باعث شد فارل در همان ابتدای کار 18 کیلوگرم برای نزدیک شدن به نقش بر وزن خود اضافه کند. فیلم با نور طبیعی و بدون چهره پردازی بازیگران فیلمبرداری شد و تنها صحنه هایی که از نورپردازی حرفه ای برخوردار است، مربوط به نماهای تاریک شب می شود. در «خرچنگ» لانتیموس سعی داشت روایتی عاشقانه را در فضای ابزود مورد علاقه اش روایت کند. فیلم به شد خشک و سخت پیش می رود ولی تمام نشانه گذاری های لانتیموس و فیلیپو کارایی لازم برای درگیر کردن مخاطبان را دارد. برای مثال فیلم به صورت عمده بر سه رنگ تمرکز دارد؛ آبی، سبز و طیف هایی از قرمز. از محیط تا لباس های بازیگران به خوبی نشان دهنده این عملکرد خالقان اثر هستند و حتا در جایی کاراکتر کالین فارل اذعان دارد که خون خرچنگ آبی است و رنگ خودش قرمز. شاید همین دقت نظرها ولو در روانشناسی رنگ ها باعث انتقال بیش از حد سرد اتمسفر فیلم به بیرون از قاب است. «خرچنگ» دومین فیلم انگلیسی زبان لانتیموس محسوب می شود و پیش از آن اثر کوتاهی به زبان انگلیسی با عنوان «کروات» ساخته بود که اتفاقا در زمان خود در فستیوال ونیز مورد استقبال قرار گرفت.
سوگُلی
بسیاری از کارشناسان و منتقدان سینمایی اعتقاد دارند که اگر شاهکار آلفونسو کوارون یعنی «رُما» امسال ساخته نمی شد، به احتمال زیاد اکثر جوایز اسکار امسال به «سوگُلی» می رسید. با وجود اینکه فیلنامه اثر توسط دبورا دیویس و تونی مک نامارا نگارش شده اما باز هم می توان ردپای شخصی چون لانتیموس را در متن نیز شناسایی کرد. فیلم به ماجراهای رقابت دو زن در دربار انگلستان می پردازد؛ جایی که ملکه آن به حدی دیوانه است که کار برای آن ها از یک رقابت معمول به بازی های جنوان آمیز می کشد. مشکل اصلی اینجاست که تنها یکی از این دو زن می توانند سوگلی پادشاه باشند. فیلم ده نامزدی اسکار دارد و سه بازیگر محوری اش الیویا کلمن، اما استون و ریچل وایس را به عنوان مدعیان اصلی کسب این جایزه مطرح می کند. در این میان بخت کُلمن که نقش ملکه آن را ایفا می کند از همه بیشتر است؛ او مانند فارل، برای ایفای نقش در اثر لانتیموس 16 کیلوگرم وزن اضافه کرده است و به همراه سندی پاول، طراح لباس فیلم، شانس های بیشتری برای کسب مجسمه طلایی دارند.
توتم...ما را در سایت توتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134